فهیمه نظری: در روزهای دشوار و حیاتی که ایران دوازده روز متوالی را در برابر تجاوزگری و جنگ تحمیلی رژیم صهیونیستی سپری کرد، همبستگی مردم و تلاش دولت، تبدیل ناممکنها به ممکن را ممکن ساخت. دکتر سیدرضا صالحی امیری، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، در گفتوگویی صمیمانه و صریح با صحت خبر، به تبیین اقدامات دولت در این بحران و تحلیل نقش نهادهای مختلف پرداخت و از سرمایه اجتماعی ارزشمند مردم ایران صحبت کرد. وی بر این نکته تاکید کرد که حمایت و دلسوزی ملت، بهعنوان مستحکمترین پشتوانه حاکمیت، باید بیشتر از پیش مورد توجه قرار گیرد و برای حفظ و تقویت آن تلاش شود.
وزیر میراث فرهنگی در ادامه، به وظایف تازه حاکمیت در دوران بعد از جنگ اشاره کرد و بر اهمیت انسجام اجتماعی و تقویت هویت ملی به منظور عبور از مشکلات و تأمین بقای ایران تاکید نمود. در ادامه، مشروح این گفتوگو ارائه شده است.
*کشور ما دوازده روز درگیر یک جنگ همهجانبه بود و مردم روزهای بسیار ترسناکی را پشت سر گذاشتند. در بین مردم تحلیلهای مختلفی درباره دلیل وقوع این جنگ وجود دارد. نظر شما بهعنوان یکی از اعضای دولت این است که اکنون، در شرایطی که به آتشبس موقتی رسیدهایم، وظیفه دولت در توجیه این ماجرا برای مردم چیست؟
به نظر من، در طول این مدت ما با یک سری رویدادهای تلخ و شیرین روبرو بودیم. باید در آینده، بهطور دقیق تمامی ابعاد و زوایای این جنگ دوازدهروزه را بررسی و تحلیل کنیم؛ اما در حال حاضر، بیشتر از هر زمان دیگری به یک درک واقعگرایانه از وضعیت کنونی کشور نیاز داریم. در پاسخ به این سوال که چرا وارد جنگ شدیم؟ باید گفت که به ما حمله شد. آیا ما آماده بودیم یا خیر؟ سوالات زیادی در مورد فضای قبل از جنگ، دورۀ مذاکرات، طی جنگ و بعد از آن وجود دارد که باید برای اقناع افکار عمومی به آنها پاسخ دهیم. امروزه، ما به یک تحلیل واقعی و منطقی از وضعیت جنگ بیشتر از هر زمان دیگری نیاز داریم.
*در این جنگ، ملت ایران نشان داد که همواره از تمامیت ارضی کشور خود حمایت میکند و انسجام درونی خود را حفظ کرد. در این شرایط دشوار، برنامه دولت برای حفظ این انسجام چیست؟
دقیقاً همینطور است؛ این یکی از دستاوردهای بزرگ ما در این جنگ محسوب میشود؛ با وجود تمامی سختیها، چالشها، قربانیها و تخریبهایی که رخ داد (بر ارواح شهدا درود میفرستیم). این جنگ نشان داد که تحلیلهایی که در میان برخی از جامعه و ساختار قدرت شکل گرفته بود مبنی بر وجود چندگانگی و اختلاف در بین ایرانیها، نادرست است. در این دوازده روز، ما فهمیدیم که همه ایرانیان بدون توجه به رنگ، نژاد، مذهب، جنسیت و قومیت، در یک دایره به نام ایران بزرگ قرار دارند و پیوند مشترک آنها مفهومی مقدس به نام «ایران» است؛ مفهومای که هم دلبستگی به کشور ایجاد میکند و هم وابستگی. نه تنها ایرانیان در داخل مرزهای ایران بلکه ایرانیان سراسر جهان این دلبستگی را نشان دادند. حتی آنهایی که از وضعیت کنونی ناراضیاند، همچنان تعلق خاطر و دغدغهای نسبت به ایران دارند. این انسجام، مهمترین سرمایهایست که هماکنون در اختیار ماست و باید برای آن ارزش قائل شویم.
با این حال، انسجام تنها یک شعار نیست که به دیوار بزنیم، بلکه نیازمند اقداماتی عملی است؛ این به معنای جمعآوری مجموعهای از شاخصهها است که انسجام را به وجود میآورند. انسجام به معنی درک این واقعیت است که جامعهای متکثر داریم که انسانها، گروهها، احزاب و تفکرات مختلف در آن زندگی میکنند. وقتی از انسجام سخن میگوییم، باید تمام آنها را بهحساب آورده و حقوق آنان را محترم بشماریم. انسجام در فضایی پدید میآید که مردم حس کنند، نظام سیاسی در کنار آنها قرار دارد و برای آنها ارزش قائل است. یکی از اصول بنیادین انسجام، سرمایه اجتماعی است؛ یعنی اعتماد،
“`html
شورای اجتماعی و رضایت جمعی. انسجام به این مفهوم است که برای حفظ ایران، از حقوق خودمان میگذریم و در کنار یکدیگر قرار میگیریم. زمانی که به انسجام اشاره میکنیم، از شرافت، فضیلت و معرفت ایرانی صحبت به میان میآوریم. این موارد، همگی از مولفههای کلیدی برای انسجام در جامعه به شمار میروند. یکی از این مولفهها، تمدن و فرهنگ غنی ایرانی است که این جامعه را به یکدیگر پیوند زده است. وقتی به ایران اشاره میکنیم، از کشوری با تاریخ پنجاه ساله یا پانصد ساله صحبت نمیکنیم، بلکه از بزرگترین تمدنهای بشری سخن میرانیم؛ بنابراین، ایران و مردم ایرانی از یک ریشه و تاریخ غنی برخوردارند. این یکی از پیوندهای مهم انسجامبخش است. ساختار تمدنی ما، این جامعه را به هم مرتبط ساخته است. مهمتر از همه، آن عنصر که سبب استمرار جامعه ایرانی شده، فرهنگ غنی ایرانی است. فرهنگ ایرانی بر اساس مفاهیمی چون تعلق، احساس، هنر، شعر، تاریخ و ادبیات تعریف شده است. وقتی به مفهوم ایران اشاره میکنیم، نامهای بزرگی چون سعدی، حافظ، فردوسی و مولانا به یاد میآید.
از تختجمشید، پاسارگاد و نقشجهان کلام میزنیم و از هزاران اثر تمدنی که جوامع را به هم متصل کردهاند، یادآور میشویم؛ این پیوندها سبب تشکیل ظرفیت بزرگتری به نام ایران شده است. ایران نه مثل بسیاری از کشورهای نوظهور، یک جامعه مختصر و ناقص است. ایران تاریخی غنی، تبار و شناسنامهای دارد که هر ایرانی به زندگی در جغرافیای آن میبالد.
این جنگ، به هویت ملت ایران قوت بخشید و به عقیده من، این یک دستاورد بینظیر است. به نظر میرسد که ما پس از جنگ مسئولیتی بزرگتر در این راستا داریم.

*دولت در جریان این جنگ دوازدهروزه چه اقداماتی را بهعمل آورد و به عبارت دیگر، نقش آن در این موضوع چگونه بود؟
دولت وظیفهای برای خود تعریف کرد که شامل این بود که ملت احساس کند دولت همواره در کنار آنهاست و از حس ناامنی، بیپناهی و نگرانی دور باشند. حضور دولت در کنار مردم به معنای ایجاد ایمنی، معیشت، خدمات، کرامت انسانی و امنیتی شامل سلامت، جان و مال است.
دولت تلاش کرد همه نیازها، از بنادر تا شهرها و روستاها را تأمین کند. در ۲۴ ساعت اول با چالشهایی مواجه بودیم که این واقعیت حاکی از عدم آمادگی لازم است؛ ولی بلافاصله دولت توانست اوضاع را به دست بگیرد و مدیریت کند و کالاها، خوراک، پوشاک، مسکن، حمل و نقل، بهداشت و به ویژه سوخت را به مردم عرضه نماید. جامعه تحت فشار روانی سنگینی بود، خانوادهها از شهرهای خود به نقاط دوردست کوچ کردند و در چنین شرایطی، دیگر نمیبایست فشاری از بابت کمبود یا فقدان خدمات هم متحمل میشدند. بر این اساس، دولت کوشید تا حد ممکن خدمات را ارائه کند. البته کمبودهایی وجود داشت که ما انکار نمیکنیم و بارها بابت این نواقص پوزش طلبیدهایم و اینجا نیز معذرت خواهی میکنیم.
دولت واقعاً با تمام ظرفیت خود به میدان آمد؛ اما قطعاً در جنگ، با چالشهایی مواجه خواهیم شد و در این راستا از ملت خود عذرخواهی میکنیم.
یکی از مسائل اساسی جنگ، عدم دسترسی به خدمات و کالاهای ضروری بود. در این جنگ، دولت تمام تلاش خود را به کار گرفت تا خدمات، کالاهای اساسی و نیازهای فوری را به دست خانوادهها برساند. کمیتههای تخصصی شامل امنیت، اقتصاد، راهوترابری، صنعت و بازار، و بهداشت و درمان شکل گرفتند. وزیر کشور در کمیته امنیت، جلسات مداوم برای تأمین امنیت جامعه ترتیب داد. این کمیته بهطور جدی و ۲۴ ساعته فعال بود. کمیته اقتصاد نیز در جهت ارائه خدمات اقتصادی تلاش کرد. کمیته صنعت و بازار بهطور فعال در صحنه حضور داشت. بازار نیز بهنحوی صادقانه به کمک شتافت و خدمات لازم را ارائه داد. به اعتقاد من، بازار در این موقعیت نقش تاریخی خود را به خوبی ایفا کرد. کمیته بهداشت و درمان تمام بیمارستانها را مستمراً آماده نگه داشتند و هلال احمر و نیروی انتظامی بهمنظور تأمین امنیت مردم بهصورت شبانهروزی خدمت میکردند. شهرداریها نیز با تمام توان در این میدان بودند. بهطور کلی، سطح خدماترسانی به حدی بود که اعتراضات بسیار کمی به ثبت رسید و اگر چه نارضایتیهایی وجود داشت، اما رضایتمندی قابل توجهی نیز مشاهده شد.
“““html
نکته دوم این است که دولت مسئولیت دیپلماسی را به عهده داشت. وزیر محترم خارجه و تمامی اعضای وزارت خارجه در این مدت تا امروز که آقای دکتر عراقچی در دولت فعالیت داشتند، بدون وقفه به رایزنی و دیپلماسی مشغول بودند. یکی از نتایج این تلاشها، درخواست اروپا برای برگزاری یک نشست اضطراری بود که از دستاوردهای بزرگ وزیر خارجه محسوب میشود. همچنین، نشست کشورهای اسلامی در ترکیه و بیانیه مثبتی که از آن صادر شد، در تکمیل این روند قابل توجه است. سفر وزیر محترم خارجه به مسکو و گفتوگوی سازنده با ولادیمیر پوتین نیز نمونهای دیگر از این دیپلماسی بود. بهعلاوه، گفتوگوهای رئیسجمهور محترم با مقامات ارشد جهانی از جمله آقای مکرون، پوتین، بنسلمان، امیر قطر و دیگر سران کشورهای مختلف، به مدیریت جنگ کمک شایانی کرد. این زحمات و خدمات دولت باید مورد تایید قرار گیرد. به موازات این، حمایت از نیروهای مسلح نیز وظیفه دولت بود که بهطور همزمان با جنگ انجام میشد. وزارت دفاع و کل مجموعه پشتیبانی جنگ مسئولیت آن را بر عهده داشتند و این وظیفه نیز به درستی اجرا شد.
نکتهای که اهمیت بیشتری دارد، ارتباط دولت با مردم در این مدت بود. با وجود اینکه تمامی کارشناسان امنیتی و تیم حفاظتی بهطور جدی تأکید میکردند که رئیسجمهور باید در محیطی امن قرار گیرد، رئیسجمهور خود بهطور مستقیم وارد فضای عمومی شد و در هر روز از وزارتخانهها، دستگاههای مختلف، صداوسیما، هلالاحمر، و محیطهای گوناگون بازدید بهعمل آورد. حضور رئیسجمهور در صحنه بهمعنای فعال بودن دولت و حیات آن است.
همچنین، یکی دیگر از اقداماتی که در این مدت انجام شد و کمتر به آن پرداخته شده، این است که جریان زندگی طی این دوازده روز هیچگاه متوقف نشد.

*شما به تعامل مثبت بازار با دولت اشاره کردید. بهطور کلی، تعامل مردم با دولت در این جنگ را چگونه ارزیابی میکنید؟ گزارشها در این زمینه چه اطلاعاتی ارائه میدهند؟
امروز وزیر محترم صمت گزارشی بسیار امیدوارکننده در مورد عملکرد صنوف مختلف ارائه نمودهاند. در این مدت، بازار با تمام توان در کنار مردم قرار گرفت و نهتنها کالا و خدمات را در این شرایط فراهم کرد، بلکه در بسیاری از موارد، قیمتها را کاهش یا سود را حذف کرد. این امر نشاندهنده شکلگیری رویکرد انسانی، اخلاقی و مسئولیت اجتماعی در بازار بود. حتماً شنیدهاید که در استانها و شهرهای مختلف، نان، خدمات و امکانات با ۵۰ درصد تخفیف و در برخی موارد حتی بهطور رایگان ارائه میشد. این رویکرد را میتوان در هتلها نیز مشاهده کرد؛ تعدادی از هتلهای ما اعلام کردند که با ۵۰ درصد تخفیف آماده میزبانی مردم هستند. برخی از مراکز اقامتی نیز در بسیاری از بومگردیها و مراکز گردشگری حتی بهصورت رایگان پذیرای مسافران بودند.
یک اتفاق ارزشمند دیگر این بود که مفاهیم نوعدوستی، انساندوستی و همبستگی در این مدت به اوج خود رسید. این یک سرمایه اجتماعی است که باید آن را گرامی بداریم و حفظ کنیم. جامعه ایران دارای احساس، فضیلت و معرفت است و در شرایط سخت، در کنار یکدیگر قرار میگیرد. از این پدیده بهعنوان جمعگرایی یاد میشود، بهجای فردگرایی؛ که همان سرمایه اجتماعی است. این مطلب بسیار مهم است و دولت و نظام سیاسی باید این سرمایههای اجتماعی را ارج بگذارد و بایستی در روابط دولت و ملت بازسازی صورت گیرد.
*پیشنهاد شما برای بازسازی روابط دولت-ملت در آینده چیست؟
زمانی که از بازسازی روابط سخن به میان میآید، یعنی در گذشته بعضی از مشکلات وجود داشته است. ما بهدنبال انکار نیستیم. بخشی از جامعه نارضایتیهایی داشتند. این نارضایتیها شامل مسائل اقتصادی نظیر معیشت، عدم اشتغال، تورم و گرانی بود؛ همچنین نسبت به مقوله آزادیهای اجتماعی و احساس امنیت روانی نارضایتیهایی وجود داشت… این موارد انکارکردنی نیستند. اکنون که دولت (بهمعنای کلی، یعنی نظام سیاسی و حاکمیت) به این نتیجه رسیده است که مردم در شرایط دشوار در کنار حاکمیت قرار میگیرند، پس پس از جنگ باید در کنار مردم باشد تا احساس امنیت کنند. باید مداخلاتمان را در حریم خصوصی مردم کاهش دهیم و به این واقعیت گردن بگذاریم.
“““html
جامعه ایران همواره فرهیخته و عمیق است. باید این واقعیت را بپذیریم که ارتباطمان با این جامعه باید از طریق زبان اقناع باشد، نه از طریق تحمیل. لازم است که در نظام باورهایمان ارزشهایی نظیر همگرایی، همدلی و همدردی را تقویت کنیم و از تفکیک، خطکشی، انگزنی، انتقامجویی و خشونت دوری کنیم. این رویکرد به معنای بازسازی روابط میان دولت و مردم است. باید اذعان کنیم که تداوم نظام سیاسی به سرمایه اجتماعی وابسته است.
ما بر چهار پایه اساسی قدرت بنا شدهایم که نخستین آن حیثیت و اعتبار ملی ایران در داخل و سطح جهانی است. دومین پایه خود ایران است که بقای آن، آرمان والا ما به شمار میرود. تمامی ایرانیان، صرفنظر از تفاوتهای موجود، با یکدیگر در دایره ایران قرار میگیرند. سومین پایه نظام سیاسی است که میتواند در محدوده یک سرزمین حاکمیت داشته باشد، قانون را اجرا کند و به خواستههای جامعه پاسخ دهد. بدون داشتن چنین نظام سیاسی، اداره کشور ممکن نیست. و در نهایت چهارمین پایه: تمامی شاخصهای اصلی حیثیت و اعتبار ملی، نظام سیاسی و ایران بزرگ به یک اصل به نام «مردم» پیوسته است. هویت ما در دستان مردم است. به همین دلیل، در دوران بعد از جنگ یا در وضعیت کنونی که در آتشبس موقت هستیم، نیاز ضروری ما بهبود روابط دولت-ملت میباشد. ما باید درک کنیم که مردم سوخت نظام سیاسیاند و این نظام بدون داشتن سرمایه اجتماعی نمیتواند به حرکت درآید.

*همانطور که قبلاً اشاره شد، در این جنگ اهمیت تقویت هویت ایرانی بر همگان مشخص گردید. بخشی از این هویت، تاریخ است که میتواند بهعنوان اساس انسجام و وفاق ملی عمل کند. وقتی از مفهوم «ایران» بحث میکنیم، بیشتر از هر چیز دیگر نیازمند توجه به همین هویت تاریخی هستیم. برنامههای آتی دولت و نظام حاکم برای تقویت این هویت چیست؟ مثلاً میتوان به روز کوروش، جشنها و مراسم باستانی اشاره کرد. اکنون بیش از هر زمان دیگری به این موضوع پی بردهایم که توجه به این نمادهای هویتی چقدر میتواند به تقویت هویت ملی کمک کند. در گذشته، برگزاری روز کوروش با مقاومتی از طرف حاکمیت مواجه بود. اما اکنون با درک اهمیت این نمادهای تاریخی، چه برنامههایی برای آینده دارید؟
هرگاه از جامعه ایران صحبت میکنیم، باید بدانیم که این یک موجود زنده و پویاست. جسم جامعه نمایانگر جغرافیا، بناها، شهرها و معماری است؛ اما روح آن هویت است. هویت، روح جامعه ایرانی و بنیان بقای آن است. بدون هویت، روحی وجود نخواهد داشت. وجود جسم بدون روح امکانپذیر نیست و این جامعه به مرگ میانجامد. هویت یعنی تضمین پایداری یک ملت. در شرایط کنونی، باید درباره تقویت هویتمان گفتوگو کنیم؛ هویتی که بالفعل وجود دارد، اما ضرایب و شاخصهای آن در سیر تحولات تغییر میکنند. هیچ جامعهای در دنیا نمیتواند بدون هویت ادامه حیات دهد.
این هویت دارای شاخصهای گوناگونی است: نخست هویت سیاسی؛ جامعه باید احساس آزادی سیاسی داشته باشد و تشکلات و احزاب باید ایجاد شوند. دیگری هویت اجتماعی است؛ احساس امنیت و آزادی اجتماعی و شکلگیری گروههای مدنی. هویت اخلاقی نیز وجود دارد؛ جامعه ایران برپایه اصول اخلاقی بنا شده و به ارزشهای اخلاقی پایبند است. هویت خانوادگی نیز باید در نظر گرفته شود؛ جامعه ایران خانوادهمحور است و بقای آن به بقای خانواده بستگی دارد. در نهایت، هویت ملی وجود دارد: ایران هویت دارد. این مولفههای هویتی به هم پیوسته، هویت ملی را تشکیل میدهند و ما از آن به حیثیت، مشروعیت و اعتبار ملی یاد میکنیم. بنابراین، هویت اساس بقای یک نظام سیاسی به شمار میرود. وظیفه اصلی دولت، تقویت و ارتقا سطح هویت در جامعه است.
این کار نیازمند دو پیشنیاز است: نخست توجه به عناصر هویتساز. چه عناصری هویت را تقویت میکنند؟ دولت باید آنها را تقویت نماید. پیش نیاز دیگر کارآمدی است. مردم بر اساس کارایی نظام سیاسی قضاوت میکنند. حالا یک متغیر بهنام «ایران» به وجود آمده است که هویتساز است. وقتی از جغرافیای ایران صحبت میکنیم، صحبت از طبیعت، کوهها، دریاها و جنگلها است؛ اما وقتی به روح ایران و هویت ایرانی میپردازیم، به تعلق به سرزمین فکر میکنیم. این یعنی اینکه از زندگی در این سرزمین احساس غرور و افتخار کنید؛ یعنی حس دلبستگی به وطن.
“““html
به ایران، این نشانهگذار هویت ایرانی است. هویت ایرانی ما چیست؟ دین اسلام (که در این سرزمین تأثیر عمیقی دارد) و تاریخ فرهنگی و تمدنی ما نمایانگر همان سؤال شماست. انواع مراسمهایی مانند چهارشنبهسوری، سیزدهبهدر و نوروز هویت ما ایرانیان را شکل میدهند. ما تناقضی بین اسلامیت و ایرانیت مشاهده نمیکنیم. در طول تاریخ چهاردههزار سالهمان نیز بین این دو هیچ تضادی وجود نداشته است. این تضاد یک تصور غلط بوده است. حکومت باید به تقویت هر دو جنبه هویت ملی و دینی بپردازد. باید این دو را مکمل هم و نه متضاد یکدیگر مشاهده کنیم. در گذشته یکی از انحرافات این بود که این دو را در مقابل هم قرار دادهاند، در حالی که این دو در کنار هم قرار دارند و در هم تنیدهاند. در تاریخ ایران چه زمانی میان مراسمهایی چون چهارشنبهسوری، نوروز و سیزدهبهدر با مراسمهای مذهبی تضاد وجود داشته است؟ به یاد دارم که یک سال عاشورا با چهارشنبهسوری همزمان شد. مردم نگران بودند که چه باید کرد. آن سال خانوادهها یک هفته قبلتر چهارشنبهسوری را جشن گرفتند و هیچ اتفاق خاصی هم نیفتاد. چرا؟ زیرا جامعه دارای خودتنظیمی است و به هر دو مفهوم ایرانیت و اسلامیت باور دارد.
*آیا راهحلی برای بازسازی روابط ایرانیان خارج از کشور با حاکمیت پیشبینی کردهاید؟
اگر اشتباه نکنم، در تاریخ ۱۵ بهمن ۱۴۰۲ کتاب «مهاجرت نخبگان» که به دست آقایان دکتر ظریف و دکتر علیاکبر صالحی رونمایی شد، مطرح شد. در آنجا بحث مفصلی در خصوص وضعیت ایرانیان خارج از کشور صورت گرفت. من به بررسی دستهبندیهای مختلف از ایرانیان پرداختم و به تجزیه و تحلیل انگیزههای مهاجرت آنها پرداختم. در ادامه، نوع نگاه ایرانیان به سرزمین مادری و فعالیتها، تحصیلات و رفتار آنها در جوامع دیگر را مطرح نمودم. بهصورت صادقانه باید بگویم که ایرانیان خارج از کشور در این بحران ثابت کردند که وابستگی به ایران آنها کمتر از ایرانیان درون کشور نیست. بسیاری از آنها نارضایتی دارند و احساس جراحت میکنند. انتقادات بسیاری نسبت به حاکمیت دارند، اما به ایران اعتقاد راسخ دارند؛ از این رو، پیوندی مهم به نام مفهوم ایران و ایرانیت بین ایرانیان در سراسر جهان وجود دارد. از این دیدگاه، واکنشهای آنان به دشمنان در این روزها نشاندهنده یک سرمایه بزرگ است.
اما چه اقداماتی باید انجام دهیم؟ در آن کتاب به روشنی عوامل رانش و کشش را مورد بررسی قرار دادم. [اینکه] چه عواملی آنها را به مهاجرت وادار کرده و چه عواملی میتواند آنها را به بازگشت ترغیب کند. من در آنجا بهتفصیل این موارد را تحلیل کردهام؛ اصل اساسی این است که کرامت و منزلت ایرانیان باید به رسمیت شناخته شود. همچنین مهم است که تنوع ایرانی به رسمیت شناخته شود که شامل تنوع فرهنگی، سیاسی و اجتماعی است. باید حقوق همه ایرانیان با هر گرایش، جنسیت و فکری محترم شمرده شود. همچنین از تفکیکهای بیمنطق خودی و غیرخودی و طبقهبندیهای نادرستی که منجر به ایجاد رانش شدهاند، باید پرهیز کنیم. بخش مهمی از بازسازی روابط میان دولت و ملت باید به ایرانیان خارج از کشور اختصاص یابد. باید به شدت بر عوامل کششی افزوده و عوامل رانشی را کاهش دهیم. این راهکاری است که میتواند به ما در اصلاح تصویرمان نسبت به ایرانیان خارج کمک کند. آنها تهدید نیستند، بلکه فرصتی بزرگاند.
من معتقدم افرادی که فاقد هویت، غیرت و شرافت ایرانی هستند، نمیتوانند خود را بهعنوان ایرانی شناخته باشند، حتی اگر به زبان فارسی صحبت کنند.

*ایرانهراسی در طول این جنگ بهشدت از جانب دشمنان تقویت شده است. با توجه به این چالش، چه تدابیری برای بهبود چهره ایران در جهان و جذب گردشگران خارجی دارید؟
پدیده ایرانهراسی مسألهای است که به دیروز و امروز محدود نمیشود. رسانههای بزرگ به شدت در این زمینه سرمایهگذاری کردهاند تا تصویر منفی از ایران به جهان ارائه دهند. آنها با استفاده از روشها و تکنیکهای گوناگون اقدام به تولید محتوا کردهاند تا تصویری نامطلوب از ایران بسازند. متأسفانه این تلاشها تا حد زیادی موفقیتآمیز بودهاند. بله، حقیقت تلخی است…
“““html
از این تجارب بهمنظور جلب توجه گردشگران، من به همراه آقای رئیسجمهور به کشورهای تاجیکستان، آذربایجان، ازبکستان، گرجستان، ترکیه، امارات، مصر، مالزی، اندونزی و دیگر کشورهایی که برای جذب گردشگر مورد توجه هستند سفر کردیم. یکی از موارد کلیدی که به آن نتیجه رسیدهایم و باید راجع به آن برنامهریزی کنیم، تولید محتوا پیرامون واقعیتهای ایران است. تصویر موجود در ذهن جهانیان بهواقع نادرست است. طبق آمار، در دو ماه نخست امسال نزدیک به شش میلیون و سیصد هزار گردشگر به ایران سفر کردند، بهویژه در ایام تعطیلات عید. کسانی که وارد ایران میشوند، تصویری از کشور ما دارند که پس از بازگشت، کاملاً تغییر میکند. بهتازگی، سه هفته پیش، در یزد یک رویداد داشتیم (دقیقاً دو روز قبل از جنگ) برای ثبت جهانی یزد بهعنوان شهر جهانی زیورآلات. رئیس شورای جهانی صنایع دستی به این مراسم دعوت شده بود و چند مهمان خارجی از کشورهای مختلف نیز در این جشن شرکت کردند که من نیز در آن حضور داشتم. پس از بازگشت، رئیس شورای جهانی نامهای طولانی برای ما نوشت و از زیبایی و امنیت ایران گفت. این یک تصویر کاملاً متفاوت از آنچه پیش از ورودش به ایران به ذهن داشت، است. این نشاندهنده این است که ما نتوانستهایم تصویر حقیقی ایران را به جهانیان ارائه دهیم. این کمبود ماست. برای بهبود این تصویر، نیازمند حمایتهای مالی و تولید محتوای باکیفیت و رسانهای هستیم. ما رسانههای جدی در دست نداریم و آنها از چنین پشتیبانی بهرهمند هستند. این یک واقعیت موجود است. علیرغم تمامی این شرایط، سال گذشته بیش از ۷ میلیون و دویست هزار گردشگر به کشور ما وارد شدند و پاسپورتهایشان مهر خورده است.
*چقدر ظرفیت برای پذیرش گردشگران داریم؟
پانزده میلیون نفر.
*در خصوص میراث فرهنگی، در زمان حمله رژیم صهیونیستی به ایران، هم شما و هم چند چهره برجسته میراث فرهنگی کشور اقدام به ارسال نامههایی برای یونسکو کردید مبنی بر لزوم حفاظت از میراث ایران. واکنش یونسکو به این نامهها چه بود؟
ما چندین نامه به یونسکو ارسال کردیم. بهعنوان مثال، وزارت میراث فرهنگی و گردشگری نامههایی به سازمان جهانی گردشگری و دیگر نهادهای بینالمللی فرستادند و نگرانی خود را مطرح کردند. ما همچنین به کشورهای عضو نامه نوشتیم. هدف ما جلوگیری از تهدید به میراث فرهنگی و هشدار به رژیم صهیونیستی بود. واکنش یونسکو به نامه ما به رژیم صهیونیستی منعکس شد و آنها تأکید کردند که نباید به آثار تاریخی و فرهنگی ایران آسیبی برسد. این حداقل اقدام حقوقی و پیشگیرانه است.
علاوه بر این اقدام حقوقی، وزارت متبوع شما چه اقداماتی عملی در راستای حفاظت از آثار و اشیای تاریخی در داخل کشور انجام داده است؟ مثلاً امروز تصویری در فضای مجازی منتشر شد که مربوط به اشیای موجود در موزه ایران باستان بود، که در بستهبندی قرار گرفته و در مقابل آنها کیسههای شن قرار داشت. اگر ممکن است، در این زمینه توضیحات بیشتری دهید.
بله، ما تمام آثار باارزش و تاریخی خود را در بستهبندیهای لازم به مکانهای امن منتقل کردیم. موزهها اکنون تحت حفاظت بیشتری قرار دارند. یگان حفاظت ما شامل چند هزار نیرو است که تمامی آنها در حالت آمادهباش هستند. تمام امکانات برای این منظور بهکار گرفته شده است. در موزههایی که آثار بسیار بزرگ و باارزشی قرار دارند؛ بهعنوان مثال لوحهای مربوط به تختجمشید، همکاران من با تلاش شبانهروزی با استفاده از کیسههای شن (مانند زمان جنگ) سنگرهایی ایجاد کردهاند تا این آثار آسیب نبینند.
دیشب جلسهای با حضور معاونت میراث ما و مدیران و معاونین میراث تشکیل شد که من در آن شرکت داشتم. همچنین دو روز پیش، جلسهای بین معاون گردشگری ما و معاونین گردشگری استانها برگزار شد که من نیز در آن حاضر بودم و گزارشی از وضعیت استانها دریافت کردم.
در مورد آثاری که نگران نبودیم از خطری بر آنها، آنها را در دسترس عموم قرار دادیم. اما آثار و موزههایی که در معرض خطر آسیب یا تجمع قرار داشتند، تعطیل کردیم؛ زیرا نمیتوانیم موزهها را در چنین وضعیتی باز نگه داریم. انشاءالله در روزهای آتی با عادی شدن شرایط، موزهها را مجدداً باز خواهیم کرد. زندگی ادامه دارد، اما انشاءالله سرعت بیشتری به خود خواهد گرفت.
“`
واقعیتی که باید به آن توجه کرد این است که ما در شرایط جنگ، مدیریت میراث فرهنگی و گردشگری را با رعایت تمامی پروتکلهای بینالمللی انجام دادیم.

*نظر کلی شما در مورد این برهه دوازدهروزه در تاریخ ایران چیست؟
این روزها نه تنها با دشواری بلکه با تلخی زیادی گذشت؛ اما این نیز بخشی از تاریخ ایران زمین است که هم برای امروز و هم برای نسلهای آینده باید مورد بررسی قرار گیرد. نباید فراموش کرد که جامعه ایرانی در برابر قدرتهای بزرگ جهانی، از جمله ناتو، ایستادگی کرد. بسیاری جنگ را تنها به ایران و اسرائیل محدود میکنند، در حالیکه واقعیت بسیار عمیقتر از این است. به خصوص اینکه با حملات آمریکا این حقیقت به وضوح نمایان شد. بدون حمایت ناتو و آمریکا، اسرائیل حتی برای یک روز هم نمیتوانست مقاومت کند. امروزه تأمین تسلیحات اسرائیل بیشتر از طریق ناتو در حال انجام است تا جنگ غزه. این یک واقعیت تلخ است که در چنین زمانهای با آن روبرو هستیم. همچنین نباید فراموش کرد که اسرائیل در جنگ ششروزه اعراب را تسلیم و تحقیر کرد و تا به امروز به عنوان یک قدرت برتر در میان اعراب و دنیای اسلام به قدرتنمایی خود ادامه میدهد؛ اما در دوازده روز جنگ با ایران متحمل فرسایش شد و به تسلیم رسید و آمریکایی که در واقع سرپرست رژیم اسرائیل است به طور رسمی درخواست آتشبس کرد، و ایران به این درخواست پاسخ مثبت داد. این نکته نشاندهنده آن است که ایران و ایرانی شکستناپذیرند، زیرا تاریخ و تمدن عمیق و ریشهداری دارند که در آن معنای شکست وجود ندارد.
۴۷۲۳۲