با توجه به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سادهزیباکلام، تحلیلگر سیاسی، در حساب اینستاگرام خود، دیدگاه خود را در مورد مصاحبه تلویزیونی مسعود پزشکیان به اشتراک گذاشت.
او در این نوشتار با عنوان “چرا نمره بالایی به اولین مصاحبه دکتر پزشکیان با مردم دادم؟” صحبت میکند:
“برخی از مردم از اولین مصاحبه مردمی دکتر پزشکیان به خوبی استقبال نکردند. آنها انتظار داشتند که ببینند رئیسجمهور جدید، پس از تمام گفتوگوها و انتقادها در مورد انتخابات و عدم شرکت در آن و رأیدادن به او، چه برنامهها و اقداماتی برای خروج کشور از وضعیت فعلی که به تدریج بدتر و بدتر میشود، دارد. شاید فکر میکردند که او با عصای جادوییاش به پاستور رفته و فردا دشواریهایی که کشور را فرا گرفته را رفع خواهد کرد. تورم را کنترل، بیکاری را پایان، فساد را از بین ببرد، سیاست خارجی را از جنگ به دوستانهترین رفاقت با ملل تبدیل کند، جوانان را با آیندهای روشن امیدبخش کند، گرانی را متوقف کند و صفوف صبر برای درخواست ویزا از سفارتخانههای غربی را کوتاهتر کند. سپس، عصای خود را به سمت اوین خواهد برد و سپس با فیلترینگ، آزادی بیان، بازگشت اساتید، دانشجویان و سایر قربانیان سیاست انقلابی به “پاکسازی” میپردازد. اما آقای پزشکیان ترجیح دادند بر روی هیچکدام از این موارد حرف نزنند و تنها با یک انطباق استراتژیک به سمت فراهم کردن یکصدمیلیارد دلار ناقابل متمرکز شوند که یافتن آن برای عصای جادویی، آسانتر از نوشیدن آب است.”
اما چرا من، با وجود اینکه آنها به نظر میرسد بیاعتنا به مشکلات کشور دیگری صحبت کردهاند و ارتباطی با ایران خودمان ندارد، به آنها نمره بالاتری برای اولین مصاحبه با مردم اختصاص دادم؟ من به عنوان یک معلم، نمره دادنام از جنبههای مختلف دارای ارزش است. برخی نمره کمی به خاطر این داشتم که آنها همچنان با کاپشن نیامدند، دادم. اما نمره بالاتری را در بخشهای دیگر به ایشان دادم.
اولاً و بر خلاف سنت معمول، به وضعیت کنونی و نقصانات کشور اشاره نکردند. نه برشتون نظام برجام را موتور جست و خورد دانستند به طور مشخص و نه انگشت ناتنی را به سمت ظریف و عراقچی نشان دادند که وقتی ایران تعهد به برجام را رعایت نمیکند. از همه عجیب تر این است که اوایل دشمنان انقلاب، آمریکا از جلادیان، تحریمهای ظالم، اروپاییها که وظایفشان را در لغو تحریمها انجام ندادند، اسرائیلیان غاصب، رسانههای خریداری شده فارسیگو، سلطنتخواهان وابسته و لیبرالهای غربخواه را به کامیابی نیاوردند؛ و در نهایت بخاطر این است که فرصت را برای بالابردن استواری جوانان انقلابی و پایان دادن به انگیزه خارجی و اهمیتدهی بیشتر به داخل، از دست دادند.”
2929